دلتنگ تو امروز شدم تا فردا

فردا شد و باز هم توگفتی فردا

امروز دلم مانده و یک دنیا حرف

یک هیچ به نفع دل تو تا فردا

.

.

.

.

.

تو برس به داد قلبم،که دیگه نفس نداره،

ای قرار خستگی هام،دل من هوا تو داره



تاريخ : چهارشنبه 03 آذر 1395 | 21:28 | نويسنده : elimobi | ارسال نظر(0)

هیچ کس اشکی برای من نریخت

هرکه با ما بود از ما می گریخت

چند روزیست که حالم دیدنی ست

حال من از این و آن پرسیدنیست

گاه بر روی زمین زل می زنم

گاه بر فال حافظ سر می زنم

حافظ دانا فالم را گرفت

یک غزل آمد که حالم را گرفت

«ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم»



تاريخ : سه‌شنبه 02 آذر 1395 | 18:02 | نويسنده : elimobi | ارسال نظر(2)

بعضی وقت ها باخودم میگم :

کاش من بمیرم...

شایدبتونم اینجوری ببینمش...

شایدبیادسر مزارمو برام گریه کنه...

ولی اگه اون گریه کنه...

من میمیرم



تاريخ : چهارشنبه 26 آبان 1395 | 22:52 | نويسنده : elimobi | ارسال نظر(2)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید